هفته خاله منا
دوشنبه خرید آقا داماد، دایی علی، شوهر خاله منا رو بردیم، پسرم هم در این مراسم مثل همیشه شرکت با شکوهی داشت...

سه شنبه ابوالفضل برای بار اول رفت آرایشگاه و موهاشو واسه عروسی مرتب کرد... مبارکه عزیزم


5 شنبه 4 اسفند عروسیه خاله منا بود، از اونجاییکه شما روز قبلش تو خونه بهونه گیری کردی تصمیم گرفتیم که آرایشگر بیاد خونه ی مامان جون اینا و اونجا آماده بشم، راستش خیلی برام سخت بود که برم آرایشگاه... از طرفی برای شما هم بهتر و راحت تر شد که تو خونه آماده شدیم...
خاله منا ماه شده بود، مبارکه خاله منا ... ابوالفضل هم در سالن مامان و زیاد اذیت نکرد، اول خوابید ...

بقیه ی مجلس هم همه کمکم کردن که بتونم از عروسیه خواهرم لذت ببرم... شب خیلی خوبی بود... منا جون عزیزم خوشبخت بشی... خوشحال بودم که در این جشن هم ابوالفضل هم زندایی صبای عزیز شرکت داشتن...ایشاالله به زودی عروسیه زندایی و دایی... جمعه هم مراسم پاتختی بود...


هفته خاله منا
